کشاورزی مدرن بدون استفاده از نهادههای شیمیایی (کود و سم) تقریباً غیرممکن است. این محصولات، ستون فقرات افزایش تولید و تضمین سلامت محصول در برابر آفات و کمبودهای تغذیهای هستند. با این حال، استفاده نادرست از این ابزارها میتواند نه تنها بازدهی را کاهش دهد، بلکه به خاک، محیط زیست و سلامت مصرفکننده آسیب جدی وارد کند. در این مقاله جامع، به بررسی ۱۰ اشتباه رایج که کشاورزان در استفاده از کود و سم مرتکب میشوند، میپردازیم و راهکارهای علمی برای جلوگیری از این خطاها را ارائه خواهیم کرد. هدف ما افزایش دانش فنی شما برای دستیابی به حداکثر سودآوری پایدار است.
بخش اول: اشتباهات رایج در مصرف کود (Nutrient Management Errors)
نادیده گرفتن آزمایش خاک و کوددهی بر اساس حدس و گمان:
شرح اشتباه: بسیاری از کشاورزان بدون تحلیل دقیق نمونه خاک، به صورت سنتی و بر اساس عادت سالهای گذشته، اقدام به مصرف کود میکنند. این کار منجر به عدم تعادل شدید در عناصر میشود؛ یا کمبود عناصر حیاتی (مانند ریزمغذیها) نادیده گرفته میشود، یا عناصر پرمصرف (مانند اوره) به مقدار بیش از حد مصرف میگردد.
نتیجه: هدر رفت سرمایه، کاهش کارایی کود و در مواردی سمیت گیاهی.
عدم توجه به زمان و مرحله رشد گیاه (Timing):
شرح اشتباه: کوددهی باید متناسب با نیاز گیاه در مراحل مختلف رشد (رویشی، زایشی، گلدهی) صورت گیرد. مصرف کودهای ازته زیاد در مراحل پایانی رشد زایشی، منجر به تولید شاخ و برگ اضافی و کاهش کیفیت میوه میشود.
راهکار: استفاده از برنامههای تغذیهای متناسب با نیاز مراحل فنولوژی گیاه.
تکبعدی بودن در مصرف کود (تمرکز صرف بر NPK):
شرح اشتباه: تمرکز بیش از حد بر سه عنصر اصلی (نیتروژن، فسفر، پتاسیم) و غفلت از ریزمغذیهایی مانند آهن، روی، بور و منگنز که در مقادیر بسیار کم برای فرآیندهای حیاتی گیاه ضروری هستند.
اهمیت: کمبود ریزمغذیها حتی در حضور کافی NPK، محدود کننده اصلی عملکرد خواهد بود.
روش نادرست مصرف کود (توزیع نامناسب):
شرح اشتباه: پخش کردن بیش از حد کودهای گرانول (مانند اوره) به صورت سرک روی سطح خاک، بدون اختلاط یا آبیاری مناسب. این کار باعث سوختگی گیاه در نقاط تماس و تبخیر سریع نیتروژن میشود.
راهکار: استفاده از روشهای نوینی مانند نواری کردن کود یا استفاده از سیستمهای آبیاری قطرهای برای تزریق کود (فرتیگیشن).
بخش دوم: اشتباهات رایج در مصرف سموم دفع آفات (Pesticide Misuse)
عدم رعایت دوره کارنس (Safety Interval):
شرح اشتباه: کارنس، بازه زمانی بین آخرین سمپاشی تا برداشت محصول است که برای اطمینان از تجزیه سم و رسیدن سم باقیمانده به زیر حد مجاز، باید رعایت شود. کشاورزان برای جلوگیری از خسارت آفت، اغلب سمپاشی را دیرتر از موعد مقرر انجام میدهند و محصول را زودتر برداشت میکنند.
خطر: باقی ماندن سموم در محصول و به خطر انداختن سلامت مصرفکننده.
سمپاشی پیشگیرانه و خودسرانه:
شرح اشتباه: استفاده از سموم به صورت روتین و بدون مشاهده علائم بیماری یا آفت (استفاده پیشگیرانه غیرعلمی). این عمل باعث ایجاد مقاومت در آفات و از بین رفتن حشرات مفید (دشمنان طبیعی آفت) میشود.
اهمیت: تنها زمانی سمپاشی کنید که نیاز واقعی (بر اساس آستانه اقتصادی زیان) وجود داشته باشد.
عدم رعایت تناوب شیمیایی سموم (Resistance Management):
شرح اشتباه: استفاده مکرر و پشت سر هم از سمومی که دارای یک گروه شیمیایی فعال هستند. این امر به سرعت منجر به ظهور سویههای مقاوم آفت میشود که سموم دیگر کارایی خود را از دست میدهند.
راهکار: استفاده از سموم با مکانیزم اثر متفاوت (گروههای شیمیایی مختلف) در طول فصل.
استفاده از سموم غیراستاندارد یا تقلبی:
شرح اشتباه: به دلیل قیمت پایینتر، خرید سموم از منابع غیرمعتبر که ممکن است فاقد ماده مؤثر باشند یا حاوی سموم غیرمجاز باشند.
نتیجه: عدم کنترل آفت، هزینهتراشی مضاعف و آلودگی محصول.
بخش سوم: اشتباهات عمومی و مدیریتی
عدم کالیبراسیون صحیح سمپاش:
شرح اشتباه: یک سمپاش کالیبره نشده، میتواند میزان سم مصرفی را ۱۰۰ درصد کمتر یا بیشتر از مقدار مورد نیاز پاشش کند. بسیاری از کشاورزان بدون تنظیم نازلها و فشار، اقدام به سمپاشی میکنند.
اهمیت: کالیبراسیون درست تضمین میکند که دوز توصیهشده واقعاً به گیاه برسد.
عدم توجه به شرایط آب و هوایی هنگام سمپاشی:
شرح اشتباه: سمپاشی در باد شدید، دمای بسیار بالا (بالای ۳۰ درجه سانتیگراد) یا بلافاصله قبل از بارندگی.
نتیجه: باد باعث دریفت سم (انتقال به مزارع همسایه یا مناطق غیرهدف) میشود، دمای بالا موجب تبخیر سریع سم و کاهش اثربخشی آن میشود.
نتیجه گیری
مدیریت صحیح کود و سم، پلی است بین پتانسیل تولید خاک و عملکرد واقعی مزرعه. کشاورزان موفق، کسانی هستند که از رویکرد “بیشتر، بهتر است” فاصله گرفته و به رویکرد “دقیقتر، هوشمندانهتر” روی آوردهاند. آزمایش خاک، رعایت تناوب شیمیایی، توجه به نیاز مرحلهای گیاه و پایبندی به دوره کارنس، تنها چند نمونه از اصول کلیدی هستند که تفاوت میان یک مزرعه سودآور و یک مزرعه دچار مشکل را رقم میزنند. با آگاهی از این اشتباهات رایج، میتوان گامی بزرگ در جهت کشاورزی پایدار و اقتصادی برداشت.
دیدگاه خود را بنویسید